تبليغاتX
دوستک
دوست کوچکی برای آنان که دوستشان دارم.
 تولد وبلاگم مبارک
یادم رفت چی می خواستم بنویسم...


یادم اومد. وبلاگم تقریبا دو ساله شده. البته این وبلاگم منظورمه. تقریبنش برای این بود که وبلاگ رو 5 تیر 86 ساختم ولی از 30 تیر 86 شروع کردم به نوشتن توش. فکر کنم باید تولدش رو همون سی تیر بگیرم. من احساس دارم. مثل بعضیا نیستم که برای وبلاگم تولد نگیرم.


|+| نوشته شده توسط دوستک در چهارشنبه دهم تیر 1388  |
 توییتر
من در توییتر: https://twitter.com/doostak
|+| نوشته شده توسط دوستک در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 بیانیه گروهی از وبلاگنویسان ایرانی درباره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن

بیانیه گروهی از وبلاگنویسان ایرانی درباره انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن:

1) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

2) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ مجدد انتخابات هستیم.
3) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی



Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events:
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009

|+| نوشته شده توسط دوستک در سه شنبه نهم تیر 1388  |
 هنوز
گرچه تنم از ضربات باتوم درد می کنه ولی هنوز زنده ام.

نمی دونم چه بلایی داره سرم میاد. نمی دونم دارم چه کار می کنم. نمی دونم چه کار باید بکنم. نمی دونم الان چه احساسی دارم. و خیلی چیزهای دیگه که نمی دونم. نمی فهمم چی به چیه. دارم فقط دور خودم می چرخم بدون اینکه بفهمم می خوام کجا برم و دارم چه کار می کنم.
بارها اومدم اینجا یه چیزی بنویسم ولی دست و دلم به نوشتن نیومد. الانم نمی دونم اینجا دارم چه کار می کنم.

پ.ن. دیروز همون موقعهایی که حوالی مسجد قبا داشتم کتک می خوردم یک نفر از دانشگاه پیام نور همدان ده هزارمین بازدیدکننده وبلاگم بود.

|+| نوشته شده توسط دوستک در دوشنبه هشتم تیر 1388  |
 رئیس جمهور موسوی
رئیس جمهور من فقط و فقط میرحسین موسوی است.


خوشحالم که انتخاب اشتباهی انجام ندادم.

|+| نوشته شده توسط دوستک در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388  |
 به کی رأی میدی؟
به مادرم زنگ می زنم، می پرسم: "مادر! به کی رأی می دی؟"

میگه: "مادر جون! تو که نبودی دیوارها نم کشید، سقف خونه ترک ورداشت. رفتم سر کوچه بنایی بود. یکی داشت یه خونه ای رو با کلنگ خراب می کرد."

"گفتم آقا خدا خیرت بده! بیا این خونه رو تا سقفش نیومده رو سرمون درستش کن!"

گفت: "خانم جون! من یه عمله ام. کارم خراب کردنه. اگه می خوای خونه ت رو خراب کنی، باز بده دست من! اما اگه می خوای درستش کنی، برو یه مهندس بیار!"


ستاره های سبز
|+| نوشته شده توسط دوستک در شنبه شانزدهم خرداد 1388  |
 2 خرداد

جای شما خالی!

|+| نوشته شده توسط دوستک در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 یاور

معرفی می کنم: یاور ملقب به لویی


پس نوشت: اخیرا پس از مطالعه چندی در مورد لاک پشت ها متوجه شدم که یاور یا همون لویی دختره. یعنی ماده ست و لذا از این به بعد اسمش اسکارلت ه.


|+| نوشته شده توسط دوستک در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |
 لویی
آخیش!

یک هفته ای نبودم. رفته بودم نجف آباد و حومه (اصفهان و چهارمحال بختیاری). خوش گذشت. جای شما خالی. یک دوست جدید هم پیدا کردیم که به موقع معرفیش می کنم.

|+| نوشته شده توسط دوستک در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388  |
 فرنگیس
اسمش فرنگیس ه. دیروز آزادش کردیم رفت! خوشگله، نه؟


|+| نوشته شده توسط دوستک در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا