تبليغاتX
دوستک
دوست کوچکی برای آنان که دوستشان دارم.
 گوگل کروم و باقی قضایا
بحث امروز ما در باب فیلترینگ، پروکسی، گوگل کروم و این جور چیزاست. من الان دارم کروم نسخه سه دانلود می‌کنم. گوگل بسیاری از سرویس‌های خودش رو برای ایران محدود کرده و کروم هم از همون اول که اومد از ایران قابل دانلود نبود. من خودم به شخصه در اعتراض به این اقدام گوگل رفتم تو یاهو انسرز یه سوال پرسیدم که اگر کروم اپن سورس‌ه پس گوگل نباید اجازه دسترسی بعضیا به اون رو محدود کنه و این خلاف لایسنس جی پی ال ه. بعد یکی اومده جواب داده که دسترسی کسی رو محدود نکرده، سرور خودشه دلش میٰ‌خواد از این سرور نذاره دانلود کنی ولی اگه از جای دیگه گیر بیاری هم تحت تعقیب قرارت نمی‌ده.
حالا میون کلامتون دیدین بعضیا از این فیلمای خارجی اولش اف بی آی وارنینگ می‌دن که غیرمجاز این فیلم رو نگاه نکنین و همه‌مون هم نگاه می‌کنیم. این یعنی ما الان همه‌مون تحت تعقیب اف بی آی هستیم. چه با کلاس!!!
حالا برگردیم به همون کروم. کروم در حالت عادی به صورت مستقیم از خود سایت گوگل دانلود و نصب میشه. یعنی آنلاین نصب میشه ولی نسخه آفلاین اون هم موجوده. هم روی سایت گوگل و هم سایتهایی مثل سافت‌پدیا. منم الان دارم از سافت‌پدیا دانلود می‌کنم. البته از خود گوگل هم با پروکسی میشه دانلود کرد. مثلا من گوگل گیرز رو از خود گوگل با پروکسی دانلود کردم. اما این نکته آخر رو گفتم که یک جوری حرفام رو وصل کنم به مبحث لذیذ پروکسی. اما چون دانلودم داره تموم میشه و الان به ۸۷ درصد رسیده فک کنم نرسیم این بحث رو تموم کنیم. پس باشه برای بعداً. تازه الانم شد ۹۳ درصد.
راستی یادم باشه یه دفه هم در مورد اینترنت پرسرعت اطلاعات بدم. ۹۸ درصد.

|+| نوشته شده توسط دوستک در یکشنبه یکم آذر 1388  |
 بادا بادا مبارک بادا
مرد آن است که هنوز یک هفته از نومزدنگش نگذشته شیرنیش رو بده.

مبارکشون باشه. هردوشون.

|+| نوشته شده توسط دوستک در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
 آتش سوزی
دیشب برق رفت. آقای هم خونه ای عزیز فرمودند حالا که برق رفته و من نمی تونم هیچ کاری بکنم میرم حموم. و منظور ایشان از هیچ کاری کار با کامپیوتر بود. و از آنجا که نیاز به روشنایی داشتند یک قلم شمع با خود به حمام برده و روی فلاش تانک قرار دادند.

پس از مدتی ایشان از حمام باز گشته و در خانه بودیم که بنده ملاحظه نمودم دود غلیظ و سیاهی از دستشویی به داخل خانه نفوذ می کند. شمع تمام شده بود و با خاموش شدن شمع فلاش تانک روشن!!! شده بود. پس از کلی آب بازی و آب افشانی و آب گردانی و چیزهای دیگه خانه پر از دود شده بود و تمام زندگی سیاه. هواکش دستشویی سوخته بود و در تمام خانه دوده گرفته بود. البته ناگفته نماند که ایشان بهترین شلوارک خود را در این راه فدا نموده و از آن چشم دوختند.

صبح از آنجا که تمام لباسهای داشته و نداشته اینجانب دوده گرفته بود (در کمد لباسها هنگام آتش سوزی باز مانده بود)، بنده عزا گرفته بودم که چه بپوشم که به یاد تعدادی پیراهن نو که از جانب یکی از دوستان هدیه رسیده بود افتادم. از آنجا که این پیراهن ها هنوز داخل بسته بندی خود بودند از نفوذ دوده ها در امان مانده بودند. انصافا هم پیراهن های شیک و باکلاسی بودند. خداوند این دوست ما را اجر دهاد و سایه ایشان را از سر ما کم نکناد.

اکنون که بنده این سطور را برای شما می نگارم در میان تلی از دوده نشسته و روزگار خود را سیاه می بینم.


پ.ن. نکته ایمنی: در هنگام آتش سوزی اگر دوست درست و حسابی ندارید که به شما پیراهن هدیه دهد اول در کمد لباسها را ببندید.

|+| نوشته شده توسط دوستک در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 بلاگینگ
من خیلی خوابم میاد. می خواستم بیام اینجا بنویسم که خوابم میاد ولی بعد دیدم مگه اینجا توییتره که میکروبلاگینگ کنم. خب بیا یه چیز درست و درمون بنویس. هر وقت خوابت اومد برو تو توییتر بنویس. بعد گفتم که خب اگه ننویسم خوابم میاد پس چی بنویسم. آخه بقیه چیزایی که ارزش گفتن داره نوشتنی نیست. مال کاره و اخلاق حرفه ای به آدم اجازه نمیده که مسائل کاری رو بیاد تو وبلاگ بنویسه. بعد دیدم خب بیام همین فکرایی که کردم رو اینجا بنویسم. حالا نوشته درست و درمون که ارزش خوندن داشته باشه نمیشه ولی دیگه میکروبلاگینگ هم محسوب نمیشه. این بود که اینا رو اینجا نوشتم. حالا شاید شانس آوردیم چند نفر به همین پست هم پیشنهاد تبادل لینک دادن. خدا رو چه دیدی. دو تا کامنت هم براش گذاشتن. ثواب داره به خدا.
|+| نوشته شده توسط دوستک در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
 مجید
خب دیگه وقتی خودش گفته من چرا مخفیش کنم.

|+| نوشته شده توسط دوستک در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 یک نامه
باسلام،

احتراما پیرو زحمات مسوولین مملکتی طی سی سال گذشته که چپ و راست مناسبت به تقویم اضافه کردند تا ما در چنین روزهایی بتوانیم از آنها نهایت سوء استفاده را ببریم، خواهشمند است ترتیبی اتخاذ کنند که این مناسبتها تعطیل رسمی اعلام گردند تا ما مجبور نباشیم برای این مهم از سر کار فلنگ را ببندیم. پیشاپیش از همکاری شما کمال امتنان را داریم.

یک سبزی

|+| نوشته شده توسط دوستک در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  |
 منزل
دیدین بعضیا به زنشون میگن منزل؟

من داشتم فک می کردم من که منزل ندارم ولی اونایی که منزل دارن وقتی منزلشون رو عوض می کنن باهاش منزلشون رو هم عوض می کنن یا نه؟

|+| نوشته شده توسط دوستک در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
 :(
:(
|+| نوشته شده توسط دوستک در یکشنبه دهم آبان 1388
 فقط جهت یادآوری
امروز دقیقا چهار سال از هشت آبان 1384 ساعت هشت شب می گذره. فقط جهت یادآوری گفتم وگرنه دیگه کاری به این کارا ندارم که الان چقدر با اون موقع چه فرقی کرده و الان چه جوریه و اون موقع چه جوری بود و این حرفا.... دیگه از ما گذشته. فقط جهت یادآوری بود.
|+| نوشته شده توسط دوستک در جمعه هشتم آبان 1388  |
 حاج حسین
طبق اخبار واصله، حاج حسین کیانی حجره‌دار فرش فروش پس از اینکه از اداره کل کنتورهای نیشابور استعفا داده نه تنها جای دیگه نرفته بلکه با کلی ناز و منت و ارتقای شغلی به سمت اداره کل کنتورهای استان خراسان رضوی غیر از مشهد منصوب شده است. اخبار تکمیلی متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.

پایان خبر

پ.ن. یک خبر دیگه هم دارم که فعلا تا تکمیل جزئیات از ارائه معذوریم!

|+| نوشته شده توسط دوستک در پنجشنبه هفتم آبان 1388  |
 
 
بالا