به صابخونه قبلی گفته بودیم تا آخر مهر هستیم اونم گفته بود باشه. بعد از اول مهر شروع کرد به مشتری آوردن و بعد از یک هفته گفت یکی پیدا شده و شما پاشین. ما هم گفتیم تا آخر مهر هستیم و این در حالی بود که اجاره مهرماه رو هم پیش پیش از ما گرفته بود. ائن گفت پاشین ما گفتیم هستیم. اون گفت پاشین ما گفتیم هستیم. و اینجوری شد که ما پاشدیم. این همخونه ای ما که از قبل گفته بود که قصد مهاجرت داره و خونه نمی خواد. ما هم اولین آگهی خونه ای که تو خیابون دیدم رو رفتم اجاره کردم. از یک هفته قبل از پاشدنمون ای دی اس ال رو تمدید نکردم و این ور هم دوهفته ای طول کشید که ای دی اس ال وصل شه و مجموعا سه هفته اینترنت نداشتم.
اما از این خونه جدید بگم که مساحتش چهار وجب مربعه. تو قولنامه نوشته 27 متر ولی ما هرچی عرض و طولش رو در هم ضرب کردیم دیدیم 21 متر بیشتر نیست و حاصل تفکرات ما این شد که 6 متر انباری هم محاسبه شده. از این 21 متر، حمام و دستشویی مجموعا یک متر مربع و آشپزخونه دو متر مربعه یعنی هال 18 متر مربع میشه. اینقدر هست که بشه پامون رو توش دراز کنیم. ولی شبا باید پنجره رو باز بذارم تا هواش تموم نشه.
مبلغ اجاره 8 میلیون رهن کامله ولی تو قولنامه ماهی هزار ریال هم اجاره نوشته که البته صابخونه قول داد که نگیرتش. چه مرد مهربونی. با صدی سه معادل اجارش میشه 240 هزار تومن در ماه که میشه 8 هزار تومن در روز که از این روزی 8 هزار تومن هزار و هفتصد و هفتاد و هفت تومن هفت قرونش میشه سهم انباری. خداییش زور نداره؟
همینا دیگه. حالا اگه خونه ای سراغ داری که با هشت تومن بشه خرید بگو!
|
+| نوشته شده توسط
دوستک در سه شنبه پنجم آبان 1388
|